عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات

به نام حیوان


هنوزم که هنوزه دوس دارم بچگی کنم،فارغ از هر چی که داره در این عالم هستی و دور و اطرافم اتفاق میفته.هنوز دوس دارم با اسباب بازی بازی کنم،با دشمن خیالی بجنگم،هر شب سر یه ساعتی تفنگ ترقه ای خالی کنم.من هنوز کودک درونم بیداره،هنوزم از خرید اسباب بازی لذت میبرم.

اما دوس داشتیم بزرگ شیم تا مامان بابامون رو رفت و آمدما و تو کارامون بهمون گیر ندن و کاری که دوس داریم انجام بدیم.اما الان باید بفهمیم بزرگ شدن خیلی فراتر از این چیزا بود.

____________________
بی ربط نوشت : چرا وقتی چیزی باعث آزارمون میشه و فکرمونو مشغول میکنه،دوباره میریم سمتش آخه؟به خودآزاری دچاریم انگار -_-
____________________
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۱۰
عاصی (ل.ز)


به نام حیوان


آری،برای چه زنده ای؟مگر حق زندگی داری؟در مملکتی که بند ناف مردمانش را با تیغ بی غیرتی بریده اند و از اربابان گرفته تا پادوها و مجیزگویان دربار،همه از خون و رنج و زحمت من ها و تو ها باد در غبعب انداخته و حرف از حقوق شهروندی میزنند اما به عمل که میرسد همه مان را یا حامله میکنند و یا او_بی بار می آورند.

آنقدر تحقیر شدیم و بی غیرتمان کردند تا واژه غیرت را تنها در فهش ناموسی به ناموس خودیمان جستجو کردیم.اگر غیرتی در وجودمان جریان داشت برای گِل گرفتن آن اداره دولتی و حکومتی،برای گِل گرفتن قانون اساسی ضد مردمی،برای گِل گرفتن دهان آن کارمند حکومتی که بر مادر خود نامحرم و بر زن خود حرام است لحظه ای تردید در وجودمان نبود.

حرف های ناگفته ات را بازگو نکن.ما مردمان بی غیرت این برهه از زمان برای تأسف خوردن پا به میدان گذاشته ایم.


____________________

با ربط نوشت: #شرمندگی و تأسف و همدردی فایده ای نداره.

____________________

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۰۵
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


حقیقتش اهل چس ناله عشقی و باور به شکست عشقی نیستم (کلا به عشق به معنای امروزی اعتقاد ندارم و تماما ناشی از شهوت (نه صرفا جنسی) میدونم و درون این شهوت دوست داشتن هستش) اما وقتی علاقه بین دو طرفو میبینم،یا احترام بینشون،توجهی که طرفشون بهشون میکنه،یا حتی کسی تو همین بلاگ از طرفش میگه یا حسشو بیان میکنه واقعا حسودیم میشه.

ازین بابت آدم ضربه بخوره وقتی تمام زندگیتو به پاش میریزی وقتی خودتوبخاطرش نادیده میگیری وفتی تمام کثافتکاریای گذشتشو میدونی اما به پای آینده نمیذاری اما آخرش به راحتی بذاره بره،واقعا تجربه بدیه.

امیدوارم و آرزو میکنم کسی تجربه نکنه.


____________________

بی ربط نوشت (شایدم به نوشته بالا ربط داشته باشه.نمیدونم!) : از زندگی لذت ببرید.فقط همین یه باره.

____________________

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۵۹
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


میگن لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست.اما به نظرم فقط یه حرف کلیشه ایه که بدرد به کار بردن در فیلمای ایرانی میخوره.برای آدم ضعیف (از نظر قدرت،هر قدرتی) هیچ لذتی لذت بخش تر از انتقام نیست.بخشش زمانی لذت بخشه که در موضع قدرت باشی نه بخشش از ضعف.


____________________

بی ربط نوشت: برای راه حل موخوره غیر از کوتاه کردن مو چیه؟ :/

____________________

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۵۶
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


زمانی که کارگر بودم،وقتایی پیش میومد که تنها میشدم.تو این موقع ها فکر میکردم که چرا باید کارگر باشم.این جور موقع ها آهنگ شاهینِ "شعبان" رو میذاشتم و گریه میکردم.تو راه خونه که بودم همیشه این قسمت "تو فقط هستی که رنج ببری/که له شی توی جبر کارگری/تو هستی که هستیتو بگیرن/شعر بشی یک شعر شعاری" رو زمزمه میکردم. تو فقط هستی که رنج ببری،تو فقط هستی که رنج ببری،تو فقط هستی که رنج ببری/که له شی توی جبر کارگری.بعد میگفتم من این جبر رو نمیپذیرم،من این جبر رو قبول نمیکنم و پسش میزنم.آخرشم اینو پس زدم.

یه جا خونده بودم که یه اندیشمندی میگفت "اگه دو سوم روزتو واسه خودت نباشی تو یه بَرده ای" و منم هیچ وقت این بردگی رو هضم نکردم.


____________________

بی ربط نوشت: توصیه میکنم این آهنگ رو گوش بدین.تصویریه.ارزش گوش دادن داره.اهل آهنگای عاشقانه نیستم ولی خب این فرق داره انگار :))

کیفیت 360 رو اینجا و کیفیت 240 با حجم کمتر رو اینجا دانلود کنین.

____________________

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۲:۳۲
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


دوس دارم بخوابم اما ذهنم انقد آشفتست که همچین اجازه ای بهم نمیده. اتفاقات این چند روز ضربه نسبتا بدی بود و هیچ آرامشی نتونستم برای آشفتگی این چند روز پیدا کنم.


____________________

با ربط نوشت: آرامشم آرزوست

____________________

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۲:۳۲
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


قدرت در دست تو و زحمت بر دوش ما. بر غرورمان انکاری نیست و طلب بخشش از اشتباهمان را بر گوری خواهی برد که بر دیواره های آن دیلدوهایی خواهد بود برای فاتحه خدا بودنت.


#گارگر

____________________

با ربط نوشت: برای 8 ماه کارگری و اشتباهات زیاد،حتی یه بار طلب بخشش نکردم.حالا وقتشه برای خودم باشم.نوکر خودم و برای این نوکر،خودم رئیس.

#گارگر_یعنی_ادامه_این_تمدن_بشری

____________________

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۳۹
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


بعد مدت ها حس میکنم روانم نیاز به نوشتن داره. مثل همیشه رک و بی پرده.

نمیدونم چه قانونیه که تا میای یکی از اصل های زندگیتو زیر پا بذاری،ابر و مه و خورشید و فلک یکی یکی پشتت صف وایمیستن میگن تا همینجا کافیه،حالا خم شو.

زمانی که حس میکنی همه چی رو رواله و به همه آرزوهات رسیدی و فقط یه آرزو باقی مونده اما همون آرزوی یکی مونده به آخری که فکر میکنی بهش رسیدی دستشو برات دراز میکنه و انگشتشو نشون میده.

اون وقت باید به سادگیات فکر کنی وقتی همه بهت میگفتن چقد ساده ای و تو میخندیدی و دوباره فکر کنی چرا گرگ درونت بیدار نمیشه؟!اما مسئله اینه که حاضر باشی تا ساده باشی و همه به سادگیات بخندن تا اینکه بخوای گرگ دونتو بیدار کنی.

با همه این اوصاف باز هم از این جریانات اتفاق افتاده راضیم و این پایان ماجرا نخواهد بود.شاعر گرانقدر میگه: "من باختم اما کسی جز ما نخواهد برد"



____________________

با ربط نوشت: اولین اصل زندگی: هیچ انسانی قابل اعتماد نیست اما مثل اینکه این موضوع هر چند وقت یه بار باید به آدم ثابت شه.

____________________

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۳
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


قصد نداشتم دیگه چیزی بنویسم اما گفتم شاید نوشتن کمی از عذاب وجدانم رو کم کنه.

شاید برای بعضیا سوال باشه که یه بیخدا وقتی اشتباهی میکنه باید پیش کی مسئول باشه؟پیش کی جواب پس بده؟

من پاسخ میدم وجدان.چیزی که طوری بازخواستت میکنه که از صد تا خدا بدتره.ذره ذره ذهنتو میخوره و عذابت میده.

امشب کاری کردم که بعدش آرزو کردم کاش نمیکردم.کاش به خودم غلبه میکردم و اونطوری نمیشد.یه حسی بهم میگفت نکن اما حس خبیثم بهش غلبه کرد و انجام دادم.طوری عذاب وجدان دارم که وقتی از سر نادونی یه بار اشک مامانمو درآوردم اینطور عذاب وجدان نگرفته بودم.وقتی میدونی بعدش چی پیش میاد این عذاب دوچندان میشه.


____________________

با ربط نوشت: آخه چرا فرگشت راهشو کج کرد تا رسید به ما؟؟؟

____________________

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۴۷
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


اشک هایش را میبینی و پا در خانه ای میگذاری تا با تکه تکه استخوان تنت غم و اندوه را درک کنی.شاید واژه درک اشتباست همینکه با غم و اندوه زندگی میکنی و تمام خوشی ها را بر خود حرام میدانی.

***

باید نفهمم. منی که برای تسکین آلامم از خود ارضایی های پی در پی دریغ نکردم و تویی که نمیدانمت و درکت نکردم.

کاش خدایی می بود و صدایش میکردم.روز به روز خسته تر،نه توانی بر زانوانم تا بیاستم و نه امیدی تا ادامه دهنده این راه ناامید باشم. زندگی در یک س.ک_س گروهی بدون کمی تأمل ضربه هایش را تا سر حد دریدن میزند و من تک مفعول این بازیم.

ل.ز (عاصی)


____________________

بی ربط و با ربط نوشت : تنفرِ از عید

____________________

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۲۹
عاصی (ل.ز)