عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۱۳:۱۱ - فرید صیدانلو
    :)

۴ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

به نام حیوان


خواستم زودتر این پست رو بذارم اما حوصلم نیومد.

اینکه شخصی مثل محمود عباس برای تشیع جنازه شیمون پرز میره خیلی حرف ها برای گفتن داره که نباید ساده از کنارش رد شد.این کار نشون داد که باید به نفس هر حکومتی شک کرد و تنها مردم بیگناه بازیچه حکومتن.

ندای جنگ سر دادن و مشتی زن و بچه و بیگناه رو به قربانی کردن برای میتینگ سیاسی اما رهبرانش در امن ترین مکان ها تنها نظاره گر باشن دو فردای دیگه میشه همین محمود عباس که دیدیم.نه تنها فلسطین بلکه حتی در همین اطراف اگه چشمامون رو باز کنیم امکان اتفاق افتادنش هست.


بی ربط نوشت : خیلی بده که آدم عرق به کشورشو از دست بده؟!

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۵ ، ۰۴:۱۰
عاصی

به نام حیوان


به گمونم یه توضیحی باید در مورد اسمم بدم (لوسیفر زوبع)

این اسم از دو بخش لوسیفر و زوبع تشکیل شده که هر دو به معنای شیطان هستش."لوسیفر" اسمی مربوط به غرب و "زوبع" مربوط به اعراب که زوبعه مؤنثش میشه.

لوسیفر اولین اسمی بود که وقتی پامو به دنیای مجازی که اولینش کلوب دات کام بود گذاشتم.البته اون زمان ها معنی خاصی برام نداشت و تنها به این دلیل انتخاب شد که به نظرم زیبا میومد و کمی هم تفاوت دوس داشتم.بعدها یه "زوبع" هم بهش اضافه شد و بعدترها که شروع به نوشتن ترشحات مغزم کردم واسم نماد گسترده تری پیدا کرد (که البته الان روم نمیشه اون نوشته ها رو اینجا بنویسم)،نمادی از اینکه به دور از هر اسمی چه شیطانی و چه خدایی هممون انسان هستیم،بعدها یه نماد دیگه بهش اضافه شد:ایستادگی،شیطان در مقابل بزرگترین دستور دهنده،چشم و گوش بسته بله نگفت و طرد شد و نمادی از مبارزه که شیطان پیروز شد (البته این پیروزی شیطان نیاز به شرح داره و در چهارچوب نماد دوم تعریف میشه.)،همین.

و یه خواهشی که از بعضی دوستان دارم اینه که واقعا بفهمن کسی که به ماورا و کلهم العجمعین اعتقادی نداره صرفا بخاطر یه اسم شیطان پرست نمیشه.


پی نوشت بی ربط : خیلی خوبه که آدم از درآوردن اشک دیگران کسب روزی کنه؟! (محرم)

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۵ ، ۰۶:۲۵
عاصی

به نام حیوان


حس خوبی نداره وقتی بعد یه مدتی دوباره بیای به وبلاگت ببینی دو تا از چندتا وبلاگی که دوس داشتی دیگه نمینویسن.داداییسم* و روزنه از اون دسته وبلاگ هایی بودن که واقعا دوسشون داشتم.امیدوارم این دو عزیز هر کجا که هستن دلشون شاد و لبشون خندون باشه.


پی نوشت اضافه شده:دادائیسم برگشت :))

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۵ ، ۲۲:۳۹
عاصی

به نام حیوان


پدربزرگ مرد

و چه راحت مرد و آرزو میکنم همتون و هممون مرگی راحت نصیبمون بشه (البته من که خیلی خیلی راحت میمیرم و به بیمارستان هم نمیکشم)

تو اون لحظات همیشه فکر میکردم من قبل مرگم چه وصیتی کنم؟چجوری خاکم کنن؟و یه آهنگی که تو اون لحظات همیشه زمزمه میکردم آهنگ ملاقات با دوزخیان از پرواز همای بود.مسلما یکی از وصیت هایی که قبل مرگم میکنم اینه که مراسم با تشریفات دینی آمیخته نباشه و کلا مراسمی نباشه.

***

وحشت در چشمانم...مرگ را نجوا کرد،زندگی معنی خود را باخته بود...مرگ به درازای زمان پیوست...

فراسوی سراب...کوره راهی سمت جاودانگی...و جولان تابوهای مقدس شده...راه عبور باریک شد...

به درازای ادوار رفته،در تلاش رسیدن به عدم...در فنای خود جاودانه،من چه راحت خسته ام،در خلا زندانی...

ل.ز

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۵ ، ۰۳:۲۰
عاصی