عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

به نام حیوان


صدرای چهار ساله هم با اون کوچیکی واسه خودش سر و صدایی بلند کرده.صدایی که مردن فرودست رو به تصویر کشید.

حالا اون هم از چهار سالگی یاد میگیره که تنها فرودستان حق مردن دارن و تنها حقی که هر دولت و حکومتی شایسته فرودست میدونه.از تک تک بخیه ها و درهایی که کشید یاد میگیره که پا گذاشتن در این عالم هستی بزرگترین اشتباهی بود که انجام داد.

***

بذارید نسل بشر منقرض بشه.بشر شایسته بقا نیست.

***

#تنها_فرودستانند_که_میمیرند

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۰۰:۲۱
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


ظهر...سر سفره...مرد به خودش میپیچید...درد...بیماری...مرد:نمیمیرم هم راحت بشم،این درد منو میکشه...پول،دکتر،دوا...زن...گریه...هق هق...سر سفره.

این تصویر یک زندگیه...

***

از درد گفتن و نوشتن خیلی سخته،موقعی که همه دارن از شکست عشقی های درپیتی و هوس های بچه گانه و تو رفتی و من گریه میکنمو منتظرمو و رگمو میزنمو و ادا شاخا در آوردن میگن و مینویسن،حتی کار شاعر هم شده تنها از عشق گفتن و کم پیدا میشه کسایی که برای مردم بگن و بنویسن.

فرودستان و نداران در این بین کجان؟چه کسی از اونا میگه؟

***

این نوشتن های کوچیک من،برای گفتن بخش کوچکی از این دردا شاید باشه بدون اینکه شناخته بشم که کسی بدون این کیه که این چرندیاتو مینویسه.

هرچند چرند و شعاره اما بخشی از عقده هایی که در وجودمه کاسته میشه.عقده هایی که روزی به صدای بلند فریاد میزنم.


#تنها_فرودستانند_که_میمیرند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۴ ، ۲۳:۱۸
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


اینو تو وبلاگ قبلیم داشتم.هم این متنو خودم دوس دارم و هم کلمه ها فعلا جور در نمیان تا پست جدید بذارم. :)


دانستن اعظم گناهان است و تنهایی اشد مجازات.آنکه بیشتر میداند سزاوارتر به تنهایی.همانا خداست تنهاترین تنهایان.تمسک جویید به باورهای ناکافته و ایمان آورید به آنچه خیالتان بافته که در این شما را منفعت است.غافلان را بشارت باد به بهشت.که دمر افتید کنار برکه های مشمئز کننده و شکم هاتان پرکنید از هرآنچه خواهید.و استفراغ کنید و زوجه اختیار کنید هزاران.از باکرگان و مغ بچگان و حیوانات و اجنه.آنقدر که از آروغ هاتان بوی منی خیزد.که این پاداشی است درخور آنکه تردید نکند،پس می اندیشد.می اندیشد پس اختیار نکند.اما به سوگ بنشینید آنکه را فهمید که فهمیدن عین مردگی است. 

دوزخرفات _ سروش پاکزاد (کپی از صفحه فیسبوک کتابی های ایران)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۴ ، ۰۱:۰۷
عاصی (ل.ز)