عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات

به نام حیوان


گاهی آدم چقدر دوس داره با یکی حرف بزنه،گاهی که خسته میشی و فکر میکنی آخر دنیاست و به درد هیچی نمیخوری و باید سر خم کنی جلو بقیه.و کم کم اشک تو چشات جم شه و بخوای گریه کنی اما نمیکنی،یه موضوعی هی تو ذهنت باشه و بخوای پرتش کنی بیرون اما بیشتر به تمام سلول های مغزت نفوذ میکنه و زمین خوردن رو جلو چشمات میبینی.تو بیگناهی اما تن به گناه میدی که باور کنن و ببخشن،برای اینکه بیگناهیتو باور نمیکنن.دست آخر هم تو میمونی و حسرتی که به دل داری که نقش موریانه رو برات بازی میکنه...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۵۰
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


همیشه به مدافعان حرم به یه چشم بد نگاه میکردم تا اینکه برای خانواده خودم داره اتفاق میفته.پدر

الان فکر میکنم شاید کسی که به اسم بر چسب مدافع حرم میره میجنگه داره پول خونشو میگیره که خانوادش در آرامش باشه.

شاید اون افراد مدافع حرم نباشن بلکه هدفی باشه به اسم مدافع خانواده و یا هر اسم دیگه که بازیچه ی سیاست های دولت ها میشه برای آسایش خانوادش.

پدرم میخواد پول خونش رو برای خانوادش امضا کنه...


پ.ن:قبل اینکه بخوام اینجا بنویسم کلی حرف تو ذهنم بود که برای پدر بگم اما همه از ذهن رفت.حتما یه روز در موردش میگم.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۱۰
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


موقع انتخاباته و طرح یک سوال:

نماینده ای که با هزینهٔ میلیاری و خرید رأی وارد مجلس میشه چطور میتونه به مردم خدمت کنه؟

آیا در مدت نمایندگی آقای نماینده در مجلس،این پول برای ورود به مجلس چندید برابر میشه و یا نه،در راه خدمت به مردم چشم پوشی میشه؟


در هر صورت باید احتیاط کرد،این موقع بوق و کرنای نمایندگان آینده خیلی بلنده.


پ.ن:البته دو تا سوال شد.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۵۵
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


در سرم ولوله ایه که نای گفتنش نیست.از حال و آینده.

چیکار باید کرد؟راه گریز گجاست؟سرگردانم.

روز به روز داره بدتر میشه.تا کی باید در این قرون وسطای ایرانی سر کرد؟

خستم و باز هم مثل خیلی وقتای دیگه حس خودکشی...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۴ ، ۰۳:۱۵
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


این روزا دیگه روزای برف و بارونه.حتما برف آرزوی خیلیاس اما شاید کسایی در این کره خاکی،در همین سرزمین آرزو میکنن که برفی نیاد چون سرپناهی ندارن.لباس گرمی ندارن.از مردها و زن های این سرزمین گرفته تا بچه هایی که کودکیشون رو در لابه به لای دنیای فراموش شدگان گم کردن.سرزمینی که حق قدرتمندان و زرمندان در سرمایه بدون عرق ریختن خلاصه شده و حق فرودست و بی کسان بازیچه شدن سیاست های این افراد.

و ما هم گوسفندوار خلاصه شدیم در عکس های سلفی و شاخ بازی در فضای مجازی و کمر به پایین.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۴ ، ۲۲:۲۸
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


که زندگی همش غمه

که زندگی همش غمه

که زندگی همش غمه


همیشه فکر میکنم که گذشته ها با اون  همه سختی ها که در اون زمان ها بود،دلشون رو به چی خوش میکردن؟به چه امیدی زندگی میکردن؟

هیچ وقت دوس ندارم پامو به هیچ روستایی بذارم.انگار یه غمی در تمام فضای روستا پخشه.همیشه فکر میکنم یک عمر رو سر مزرعه و جون کندن و بچه بزرگ کردن گذروندن.با اون شرایط خاص زندگی در اون جور محیط ها.در فصل سرما دنبال نفت و هیزم و از چاه آب آوردن و تمام سختی هایی که جون آدم رو به لب میرسونه.از فرط کار کردن در مزرعه برنج و باغ پوست دست و پاهاشون ترک برمیداشت،از درد مفاصل شب ها به خودشون میپیچیدن.برای چی زندگی میکردن؟چی فهمیدن؟فکر این چیزا همیشه آزارم میده.

فکر مادرم که روستایی نبود اما خوشی در زندگی ندید.حتی برای عروسیه دخترشم یه دنیا غصه داره.یک عمر جوونیشو پای ما گذاشت با دستایی که الان درد میکنن.

فکر سختی های مادرم عذابم میده،رفتارهایی که از شوهرش دیده عذابم میده،مثل یه درد شده برام که با این درد زندگی میکنم.

یه بار اشکشو درآوردم اما الان خیلی پشیمونم،خیلی،خیلی،خیلی.

دوست دارم بغلش کنم دستاشو ببوسم اما خجالت لعنتی نمیذاره.دیگه بغض نمیذاره بنویسم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۲۲:۵۱
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


صدرای چهار ساله هم با اون کوچیکی واسه خودش سر و صدایی بلند کرده.صدایی که مردن فرودست رو به تصویر کشید.

حالا اون هم از چهار سالگی یاد میگیره که تنها فرودستان حق مردن دارن و تنها حقی که هر دولت و حکومتی شایسته فرودست میدونه.از تک تک بخیه ها و درهایی که کشید یاد میگیره که پا گذاشتن در این عالم هستی بزرگترین اشتباهی بود که انجام داد.

***

بذارید نسل بشر منقرض بشه.بشر شایسته بقا نیست.

***

#تنها_فرودستانند_که_میمیرند

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۰۰:۲۱
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


ظهر...سر سفره...مرد به خودش میپیچید...درد...بیماری...مرد:نمیمیرم هم راحت بشم،این درد منو میکشه...پول،دکتر،دوا...زن...گریه...هق هق...سر سفره.

این تصویر یک زندگیه...

***

از درد گفتن و نوشتن خیلی سخته،موقعی که همه دارن از شکست عشقی های درپیتی و هوس های بچه گانه و تو رفتی و من گریه میکنمو منتظرمو و رگمو میزنمو و ادا شاخا در آوردن میگن و مینویسن،حتی کار شاعر هم شده تنها از عشق گفتن و کم پیدا میشه کسایی که برای مردم بگن و بنویسن.

فرودستان و نداران در این بین کجان؟چه کسی از اونا میگه؟

***

این نوشتن های کوچیک من،برای گفتن بخش کوچکی از این دردا شاید باشه بدون اینکه شناخته بشم که کسی بدون این کیه که این چرندیاتو مینویسه.

هرچند چرند و شعاره اما بخشی از عقده هایی که در وجودمه کاسته میشه.عقده هایی که روزی به صدای بلند فریاد میزنم.


#تنها_فرودستانند_که_میمیرند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۴ ، ۲۳:۱۸
عاصی (ل.ز)

به نام حیوان


اینو تو وبلاگ قبلیم داشتم.هم این متنو خودم دوس دارم و هم کلمه ها فعلا جور در نمیان تا پست جدید بذارم. :)


دانستن اعظم گناهان است و تنهایی اشد مجازات.آنکه بیشتر میداند سزاوارتر به تنهایی.همانا خداست تنهاترین تنهایان.تمسک جویید به باورهای ناکافته و ایمان آورید به آنچه خیالتان بافته که در این شما را منفعت است.غافلان را بشارت باد به بهشت.که دمر افتید کنار برکه های مشمئز کننده و شکم هاتان پرکنید از هرآنچه خواهید.و استفراغ کنید و زوجه اختیار کنید هزاران.از باکرگان و مغ بچگان و حیوانات و اجنه.آنقدر که از آروغ هاتان بوی منی خیزد.که این پاداشی است درخور آنکه تردید نکند،پس می اندیشد.می اندیشد پس اختیار نکند.اما به سوگ بنشینید آنکه را فهمید که فهمیدن عین مردگی است. 

دوزخرفات _ سروش پاکزاد (کپی از صفحه فیسبوک کتابی های ایران)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۴ ، ۰۱:۰۷
عاصی (ل.ز)