عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات

پوکهٔ پنجاه و دوم

سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۳ ب.ظ

به نام حیوان


بعد مدت ها حس میکنم روانم نیاز به نوشتن داره. مثل همیشه رک و بی پرده.

نمیدونم چه قانونیه که تا میای یکی از اصل های زندگیتو زیر پا بذاری،ابر و مه و خورشید و فلک یکی یکی پشتت صف وایمیستن میگن تا همینجا کافیه،حالا خم شو.

زمانی که حس میکنی همه چی رو رواله و به همه آرزوهات رسیدی و فقط یه آرزو باقی مونده اما همون آرزوی یکی مونده به آخری که فکر میکنی بهش رسیدی دستشو برات دراز میکنه و انگشتشو نشون میده.

اون وقت باید به سادگیات فکر کنی وقتی همه بهت میگفتن چقد ساده ای و تو میخندیدی و دوباره فکر کنی چرا گرگ درونت بیدار نمیشه؟!اما مسئله اینه که حاضر باشی تا ساده باشی و همه به سادگیات بخندن تا اینکه بخوای گرگ دونتو بیدار کنی.

با همه این اوصاف باز هم از این جریانات اتفاق افتاده راضیم و این پایان ماجرا نخواهد بود.شاعر گرانقدر میگه: "من باختم اما کسی جز ما نخواهد برد"



____________________

با ربط نوشت: اولین اصل زندگی: هیچ انسانی قابل اعتماد نیست اما مثل اینکه این موضوع هر چند وقت یه بار باید به آدم ثابت شه.

____________________

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۴
عاصی (ل.ز)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.