عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات

پوکهٔ پنجاهم

سه شنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۲۹ ب.ظ

به نام حیوان


اشک هایش را میبینی و پا در خانه ای میگذاری تا با تکه تکه استخوان تنت غم و اندوه را درک کنی.شاید واژه درک اشتباست همینکه با غم و اندوه زندگی میکنی و تمام خوشی ها را بر خود حرام میدانی.

***

باید نفهمم. منی که برای تسکین آلامم از خود ارضایی های پی در پی دریغ نکردم و تویی که نمیدانمت و درکت نکردم.

کاش خدایی می بود و صدایش میکردم.روز به روز خسته تر،نه توانی بر زانوانم تا بیاستم و نه امیدی تا ادامه دهنده این راه ناامید باشم. زندگی در یک س.ک_س گروهی بدون کمی تأمل ضربه هایش را تا سر حد دریدن میزند و من تک مفعول این بازیم.

ل.ز (عاصی)


____________________

بی ربط و با ربط نوشت : تنفرِ از عید

____________________

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۰
عاصی (ل.ز)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.