عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۱۳:۱۱ - فرید صیدانلو
    :)

پوکهٔ چهل و هفتم

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۰۳ ق.ظ

به نام حیوان


خیلیامون داریم با افسردگی دست و پنجه نرم میکنیم.اینو نمیشه ردش کرد و کسایی که تجربه میکنن میدونن اصلا حس خوبی نیست.

یه چیزی که تازگیا با خودم فکر میکنم میگم اگه الان برمیگشتیم سال ۴۰-۵۰ آیا باز هم افسرده بودم؟ باز هم خاک این سرزمین به آلتم بود؟ باز هم عرق یه کشور واسم معنی میشد؟ باز هم دلم میخواست از این کشور دور شم و برم جایی که هیچ حرفی از ایران نباشه و بگم ک.ون لق هر چی ایران و ایرانی؟ باز هم از ایرانی بودنم خجالت زده بودم؟

میشه به اینجا امیدوار بود؟

***

آغاز کن راه رفتن بر روی بند ناف حرامزادگان در این پرتگاه،عبور خواهی کرد.تو کردنی را کردی و من از آب منی نطفه ای به صیغهٔ ناگفته در این مسیر نهادم.حلال و حرامش با تو.

وحشت خواهی کرد،میدانم،میدانم.


____________________

بی ربط نوشت : خاطرات رهبر ایران علی خامنه ای : "این اشتباه دشمن بود که نمیدانست زندان،انسان را مصمم تر میکند."

____________________

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۳
عاصی

نظرات  (۱)

۲۳ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۴ فرید صیدانلو
باید کلک را کند
پاسخ:
کلکِ؟؟