عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۱۳:۱۱ - فرید صیدانلو
    :)

پوکهٔ سی و هفم

جمعه, ۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ق.ظ

به نام حیوان


پدربزرگ مرد

و چه راحت مرد و آرزو میکنم همتون و هممون مرگی راحت نصیبمون بشه (البته من که خیلی خیلی راحت میمیرم و به بیمارستان هم نمیکشم)

تو اون لحظات همیشه فکر میکردم من قبل مرگم چه وصیتی کنم؟چجوری خاکم کنن؟و یه آهنگی که تو اون لحظات همیشه زمزمه میکردم آهنگ ملاقات با دوزخیان از پرواز همای بود.مسلما یکی از وصیت هایی که قبل مرگم میکنم اینه که مراسم با تشریفات دینی آمیخته نباشه و کلا مراسمی نباشه.

***

وحشت در چشمانم...مرگ را نجوا کرد،زندگی معنی خود را باخته بود...مرگ به درازای زمان پیوست...

فراسوی سراب...کوره راهی سمت جاودانگی...و جولان تابوهای مقدس شده...راه عبور باریک شد...

به درازای ادوار رفته،در تلاش رسیدن به عدم...در فنای خود جاودانه،من چه راحت خسته ام،در خلا زندانی...

ل.ز

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۰۲
عاصی

نظرات  (۵)

تسلیت میگم.
پاسخ:
ممنونم،سلامت باشین
۰۷ مهر ۹۵ ، ۲۳:۴۹ فرید صیدانلو
مادربزرگمم تازگیا فوت کرد، همین احساس رو داشتم!
من وصیت نامه دارم ولی :))
همای هم خیلی خوبه
پاسخ:
متأسفم از فوت مادربزرگت
من فعلا دارم روش فکر میکنم :)))
اما حس میکنم بعد اینکه دوباره برگشت ایران خودشو کوچیک کرد
۲۵ مهر ۹۵ ، ۰۱:۴۱ یه آدم معمولی ..
بخوابی و بیدار نشی بهترین مرگه.
اهنگ داریوش بزارن برام
پاسخ:
خب همچین راهی وجود داره :)
(-: غم اخرتون باشه
چطوری میگین به بیمارستانم نمیکشین؟
پاسخ:
خیلی ممنونم (هرچند خیلی گذشته از اون موقع و من زودتر نبودم تا پاسخ بدم)
چون آخرش خودکشی میکنم اما فعلا باید یه کارایی کنم :)
(-: خودکشی...(-: خیلی بهش فکر کردم ولی ترسیدم (-: و فهمیدم ادمی که میترسه یعنی هنوز چیزایی داره واسه از دست دادن بیخیالش شدم
(-: امیدوارم شماهم به این درک برسید
پاسخ:
راستش خودکشی جرأت و انگیزه میخواد.فعلا که جرأتش رو بخاطر خانوادم ندارم چون میدونم بعد من چه وضع و حالی پیدا میکنن.اما انگیزش رو دارم.
دیگه بعد مردن آدم نمیفهمه چیزی از دست داده یا نه. :)