عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۱۳:۱۱ - فرید صیدانلو
    :)

پوکهٔ بیست و نهم

دوشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۴۶ ق.ظ

به نام حیوان


مینویسم تا بدانی بر ما چه گذشت.حس مچاله شدن میان صفحات تاریخ با کوله ای از جمع نقیضین.فراموش شده بودیم.فراموشی یار غار دیرینه مان بود.

سوار بر آلت سترگ زندگی یورتمه وار توهم پیشرفت جلو رویمان بود،به خود که آمدیم حامله بودیم.فرزندی متولد شد به نام عقده.عقده رشد کرد تا فهمیدیم عقده ها دردهای پنهانی از بطن جامعه اند.اگر ندانی و نبینی و درک نکنی گوسفندی هستی در دشت پهناور هستی.نه،گوسفند نه،خوشا به حال گوسفندان.الاغی خواهی بود با پالانی از طلا.

بزرگ که شدیم دردها به وراثت رسیدند.دردی از سوزش ماتحت.گفتند حکمت است،گفتیم به زیر میگیریم دانای حکمتدان را.گفتند توهین نه،گفتیم دفن میکنیم زیر مدفوع مقدسات را.گفتند عذاب را خواهی چشید،گفتیم خدا مرده است.

بزرگ که شدیم اعتماد به نفسمان را به فقر باختیم.از جوانی اخته شدیم و حس تحقیر سر تا پای وجودمان را فراگرفت تا افسردگی جوانانی از ما سازد تا درس عبرتی شویم برای مسن ها و پا به سن گذاشته ها.

تاریخ چرخید و چرخید تا به گذشته بازگشتیم.ضحاکانی بر ما گماشتند و حق انتخاب با صفر ضرب و با یک جمع شد و گفتند مخالفت با او مساوی با ستارها و نداها و فرخزادها و فروهر ها و مختاری ها و الی آخر.ریاضی نیز به تملک شخص درآمد.

فضای مسموم یادآور حلبچه است.همراهان وضع و قرقره کنندگان بی جیره و مواجب سربازانند با بمب های شیمیایی.دستور دهنده ی جنایت،فرمانده و رهبر.و قربانی،من،تو.

باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۱
عاصی

نظرات  (۳)

چه قالب جالبی داری
پاسخ:
قالب وبلاگ منظورته؟! :|
۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۲۹ ریحانه. الف :)
چقدر نوشته ی باحال و جالب و عالی ای:)) والبته کلمه های واقعا زیبایی :|
خواهرم میخواست بیاد کنارم بشینه خوبه اجازه ندادم :|
^.^
پاسخ:
خیلی مچکرم :)
خب واسه چی نذاشتی؟ :/
پس درد از کجا نفوذ می‌کنه به کالبد منقرض شدمون
پاسخ:
فسیل هامون باقی میمونه برای نفوذ درد