عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۱۳:۱۱ - فرید صیدانلو
    :)

پوکهٔ هفدهم

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۳:۵۰ ق.ظ

به نام حیوان


گاهی آدم چقدر دوس داره با یکی حرف بزنه،گاهی که خسته میشی و فکر میکنی آخر دنیاست و به درد هیچی نمیخوری و باید سر خم کنی جلو بقیه.و کم کم اشک تو چشات جم شه و بخوای گریه کنی اما نمیکنی،یه موضوعی هی تو ذهنت باشه و بخوای پرتش کنی بیرون اما بیشتر به تمام سلول های مغزت نفوذ میکنه و زمین خوردن رو جلو چشمات میبینی.تو بیگناهی اما تن به گناه میدی که باور کنن و ببخشن،برای اینکه بیگناهیتو باور نمیکنن.دست آخر هم تو میمونی و حسرتی که به دل داری که نقش موریانه رو برات بازی میکنه...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۹
عاصی