عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

بخوان به نام حیوان

عقده های شخصی

مینویسم تا زنده باشم...
***
باور کن،منقرض شده ایم و کالبدهایمان نقشی از تلاشی دارد که به ثمر نرسید و ساقط شد.

کلمات کلیدی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۱۳:۱۱ - فرید صیدانلو
    :)

پوکهٔ پنجم

جمعه, ۱۳ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۸ ب.ظ

به نام حیوان


ظهر...سر سفره...مرد به خودش میپیچید...درد...بیماری...مرد:نمیمیرم هم راحت بشم،این درد منو میکشه...پول،دکتر،دوا...زن...گریه...هق هق...سر سفره.

این تصویر یک زندگیه...

***

از درد گفتن و نوشتن خیلی سخته،موقعی که همه دارن از شکست عشقی های درپیتی و هوس های بچه گانه و تو رفتی و من گریه میکنمو منتظرمو و رگمو میزنمو و ادا شاخا در آوردن میگن و مینویسن،حتی کار شاعر هم شده تنها از عشق گفتن و کم پیدا میشه کسایی که برای مردم بگن و بنویسن.

فرودستان و نداران در این بین کجان؟چه کسی از اونا میگه؟

***

این نوشتن های کوچیک من،برای گفتن بخش کوچکی از این دردا شاید باشه بدون اینکه شناخته بشم که کسی بدون این کیه که این چرندیاتو مینویسه.

هرچند چرند و شعاره اما بخشی از عقده هایی که در وجودمه کاسته میشه.عقده هایی که روزی به صدای بلند فریاد میزنم.


#تنها_فرودستانند_که_میمیرند

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۳
عاصی

نظرات  (۱)

۰۷ مهر ۹۵ ، ۲۳:۵۵ فرید صیدانلو
اخر قصه همیشه مرد میمیرد!
پاسخ:
و چه بد میمیره!